این همان چیزی است که ما می خواهیم با پایان جنگ

[ad_1]

“جنگ بس است” فقط شعاری نیست که فعالان یمنی در شبکه های اجتماعی مطرح کرده اند ، بلکه فریاد بزرگی در برابر دلالان مرگ و قاچاقچیان و شورش در سرزمین خرد یمن است ، شعاری که توسط جوانان و بزرگسالان از هر طبقه تکرار می شود. این تکرار به عنوان یادآوری از جامعه یمن از شمال تا جنوب انجام می شود. محاصره شکسته شد تا جهان را از فاجعه مردم فقیری که جز خوشبختی چیزی ندیدند شکسته شود ، نام غم انگیزی که از تمدن های قدیمی به ارث برده است ، کشوری که مملو از ترس و ترس است در انتهای لیست فقیرترین و کم بخت ترین ها زندگی می کند و از ساده ترین نیازهای زندگی باوقار محروم است ، از جمله نیش ، عزت و یک چشم انداز ایمنی.

کودکان غرق در جبهه ها و افراد آواره با تعقیب صدای آتش

جنگ به اندازه کافی رهبر 30 میلیون یمنی است ، مرگ از هر سو در انتظار آنهاست ، در محاصره سه گانه فقر ، گرسنگی و بیماری ، که طعم امنیت را نمی دانند و به دنبال صلح در دستور کار هر نماینده جدید سازمان ملل هستند ، 3 کشته روسای جمهور ، جنگهای خونین داخلی و سربازان کودک آنها را بلعیدند. کوره های زباله سوز هر روز در جبهه ها ، مراسم تشییع جنازه ، عزاداران و مجروحان در بیابانها و کوهها ، برخی از آنها با اعضای بدن مفقود شده به خانواده های خود باز می گردند ، کاروانهای آوارگان که از صدای آتش به نقاط دورتر می گریزند ، یتیمان و افراد مفقود شده به صورت عمده ، به گفته فعالان ، تعداد کشته ها همچنان در حال افزایش است ، هیچ راه حلی وجود ندارد ، اما انتشار هشتگ هایی با هدف وجدان تصمیم گیرندگان ، که وجدان بشریت را تکان می دهد.

پیام های این کمپین همچنان در حال گسترش است ، پیام های مرزی همدلی و همبستگی را تدوین می کند ، عرصه های رسانه های اجتماعی را به نبردی برای صلح تبدیل می کند ، زیرا پلت فرم 30 یمن من ، صفحه جوانان فیس بوک ، ابتکارات ملی را برای بیان مستقل نگرانی های جوانان منتشر می کند. سوابق اجتماعی و منطقه ای آنها ، ابتدا با اظهارنظرهای یمن که ارزشهای زیادی از همزیستی و احساس صلح و تعلق دارند ، متحد شده است.

ما برای یمن می جنگیم ، حتی اگر صلح 1 درصد باشد

Al-Arabiya.net خواسته های یمنی ها را در شبکه های اجتماعی پس از پایان جنگ دنبال می کند و وعده ها و وعده های فعالان درباره خود متفاوت است. این نماد فرهنگ مرگ است و ما هر فکری را که ما را به تاریکی بازگرداند رد می کنیم. ما صفحه جدیدی را آغاز می کنیم و سعی می کنیم جوانان یمنی را توسعه دهیم و از نظر تفکر ، آگاهی و تمدن به جوانان جهان نزدیک باشیم.

بنر جوانان: بدون جذب ، ارعاب و رستگاری

علاوه بر این ، او در تلاش برای ساختن یک سرزمین مرفه با کمک پسرانش ، که شعار آنها ساخت و توسعه است ، پرچمی “نه” برای جذب ، ارعاب و هتاکی یا گسترش فرهنگ نفرت و منطقه گرایی برافراشته است. که از بحران های قبلی ما دشوارتر است ، آن را وحشتناک ترین تهاجمی توصیف می کند که صدها سال پیش جوانان یمن را نابود کرد.

ما با کشاورزی شروع می کنیم و داستان قهوه را بازیابی می کنیم و دوران رنسانس جدیدی را در تجارت ، اقتصاد ، توسعه و ایجاد آگاهی انسان مدرن ایجاد می کنیم ، که جوهره هویت یمن ناشی از عشق به کشور است. ما زمین خود را برداشت می کنیم ، فرصت خود را ایجاد می کنیم و از دانشمندان ، مبتکران و خالقان خود حمایت می کنیم.

آهنگهای شبانی ، آهنگهای برداشت و عروسی

و اگر جنگ سالها بعد پایان یابد ، یک فعال خارجی گفت: “من به روستای خود ، روستای الحازیین سفر می کنم ، زیرا دلم برای خانواده ، همسایگان ، تپه ها و مزارع روستایم بسیار تنگ شده است. جنگ ، من نمی توانستم از نشستن مناسب در آنجا لذت ببرم. دلم برای دشت های سرسبز ، آهنگ های شبانی و آهنگ های خرمن نیز تنگ شده است. “و عروسی ها

با پایان جنگ ، ما جنگ جدیدی را علیه فرهنگ تاریکی آغاز می کنیم که هویت یمن را از بین برده و هوشیاری را منحرف کرده است ، و از آموزش ، مراقبت های بهداشتی و خدمات مانند برق و بهداشت مراقبت خواهیم کرد. دیگری ادامه داد: بدون شک یک روز جنگ به نفع ما تمام می شود. فرصتهایی که از آنها محروم شده ایم در اختیار ما خواهد بود. رویاهای محال ما در دستان ما خواهد بود. موانع پیش روی ما پایان می یابد ، فرصت ها فراهم می شوند و زندگی بهتر می شود و زندگی لبخند می زند و دستان ما را به گرمی تکان می دهد. “

حال و آینده نابود شده نیاز به بازسازی دارد

و یکی از فعالان می پرسد: “چه کسی مردی را به جنگ می آورد و او را به زندگی عادی در ما باز می گرداند ، چه کسی روحیه ما را جمع می کند ، چه کسی ما را به درخشش و اوج جوانی باز می گرداند ، جاه طلبی ما را باز می گرداند ، و این اشتیاق را بازیابی می کند. که آرامش ذهن و عزم کوهها را بازیابی می کند. “پاسخ از طرف یک جوان با نفوذ می آید که خواهان خوش بینی است. ما اسب ها سرشار از اشتیاق برای رقابت در زندگی بودیم ، اما سالها ظلم و استبداد در اصطبل های تنگ و تاریک و پوسیده روح ما را خراب کرد و باعث شد فراموش کنیم. دویدن چیست و اسبها باید چه باشند “

کلمات مسالمت آمیز ، تاخیر در یک دوران تاریک

با کلمات پر از اراده به صلح ، دوران تاریک ظلم و جابجایی در حال تغییر است ، یک مرد جوان عبور می کند ، من دوستانم را که از آنها محروم شده ام در آغوش می گیرم. فردا برای پسران و دخترانمان بهتر عمل خواهیم کرد. ما به آنها سلاح نمی دهیم. ما تلاش خواهیم کرد تا همه فضاهای جنگ را به باغهای عشق و صلح و مدارس را برای ایجاد عقل تبدیل کنیم. ما فقط به آنها خواهیم گفت که جنگ بد است ، نفرت ناعادلانه است و فردا باید تنها زندگی کنند.

لباس های خود را که مملو از مهمات است ، می سوزانیم و کیف های آموزشی را جایگزین آنها می کنیم

همه دست به دست هم داده اند تا وطنی بسازند که شعارها را تکان می دهد و امنیت و ثبات آن را از طریق جنگ های سیستماتیک به هم می ریزد ، اما همه قبول دارند که حمل سلاح به عنوان یکی از ژن های فرسوده منجر به نابودی می شود. ما اردوگاه های داخل شهرها را تخلیه کرده و پارک ها و پروژه های خدمات سرمایه گذاری برای توسعه کشور را جایگزین آنها می کنیم.

[ad_2]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *